الشيخ المنتظري
103
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
حضرت على ( عليه السلام ) آينده را مى دانست ، مى دانست جامعه مسلمين با چه گرفتاريهايى مواجه مىشود ، مسأله روى كار آمدن معاويه و بنى اميّه و بنى عبّاس و خارج شدن خلافت اسلامى از مسير خود و قرار گرفتن در مسير سلطنت و رياستهاى اهل دنيا را اجمالاً مى دانست اما گفتنى نبود ، و چون حضرت به اين مسائل علم داشت وظيفه خودش را مى دانست . اين كه حضرت اضطراب مردم را به اضطراب طناب در چاههاى عميق تشبيه مىكند براى بيان شدّت اضطراب است ; زيرا هرچه چاه عميق تر باشد تزلزل و اضطراب طناب به علّت طولانى بودن آن بيشتر است و كنترل كردن آن دشوارتر . لزوم بى اعتنايى به شايعات و قضاوتهاى نادرست نكته اى را بجاست كه برادران و خواهران توجّه كنند ، انسان در زندگى خيلى نبايد گوش به حرف مردم بدهد ; اگر هدف بزرگى دارد دقّت كند ، مشورت كند ، بعد از آن اگر تشخيص داد راهى حق است دنبال كار خودش را بگيرد ، هر كارى كه انسان در جامعه انجام دهد بالاخره يك عده اشكال مى كنند . نق ها و حرف هاى مردم نبايد مانع كار و فعاليت و كوشش انسان بشود . ما از پيغمبران و بزرگان كه بالاتر نيستيم ، هميشه بعضى از مردم نسبت به كارهاى آنها حرف داشتند و نق مى زدند . به اين مناسبت حديثى را از تفسير صافى مى خوانم . مرحوم فيض كاشانى از كتاب مجالس صدوق نقل مىكند كه امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : « ان رضى النّاس لايملك ، و ألسنتهم لاتضبط ، و كيف تسلمون ممّا لم يسلم منه أنبياء اللّه و رسله و حجج اللّه ؟ » ( 1 ) رضايت مردم هيچ وقت به دست نمى آيد و زبانهاى آنها هيچ گاه ضبط نمى شود - كه به نفع انسان حرف بزنند - و چگونه مى توانيد از چيزى كه انبيا و رسولان و حجّت هاى خدا هم از دست آن سالم نبودند سالم باشيد ؟
--> 1 - تفسير صافى ، ج 5 ، ص 85 ، ذيل تفسير سوره النجم